سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
آرشیو دی ماه سال 87 - بهترین آرزو هایم تقدیم تو باد.

بهترین آرزو هایم تقدیم تو باد.
   1   2   3   4      >

یا
لطیف


همراه قا فله عشق!شمعی بر دست گیرو شمعی بر دل وآواره
کوی زینب شو.....که شرمنده بودنش نباشی... به گانم زینب در جوار حسین(ع)هم مدهوش و
مجذوب و دلتنگ حسین (ع)بود....و دلش آواره،آواره گی های حسین(ع)بود ......و چشمش
معشوق چشمهای حسین (ع)... و حسین بی تاب بی تابیهای دل بی تاب زینب...به دلش می گفت
طاقت بیاور و صبوری کن....


بزرگ باش؛به حسینت دلداری بده...


و حسین (ع) می گفت: قامت شکسته زینبمرا
دریابید....


و به دل شاد بودو به چشم اشکبار که حسین را در آغوش
وصال به بندگی عشق دیده بود!...و حسین(ع) به چشم خون و. به دل بی قرارکه زینب را در
بند....عشق را بنگر تا ببینی آن عشق به نیزه رفته و برهنه شده؛چگونه بی تاب روی
برهنه شده زینب است.پاهایش تاب رفتن نداشتند،اما هرچه می نگریست عشق بود و
حسین....


و زینب این بار رسالت را به دوش می کشیدآنگونه که
حسین(ع)به دل......و ان رسالت چیست؟!آنکه یکی را اسیر می کند و ان دیگری را
شهید....


و هر دو یکی است...و بنگر که عشق تنها رسالت حسین(ع)
است.


اسارت


نمازمان که تمام شد,دست همدیگرو گرفتیم و بلند بلند دعا
ی وحدت خواندیم.سدا هایمان توی راهرو می پیچید.نگهبان دریجه سلول را باز
کرد<ساکت باشید>


گوش نکردیم. دوباره داد
زد<<ساکت>>


بقیه اگر سرو صدا میکردند؛می ریختند توی سلول و کتکشان
می زدن.


با ما نمی دانست چه کار کند؛عاجز شده بود. می
گفت:


می گفت :<<شما
اسیر ما نیستین ما اینجا اسیر شما شده ایم
>>


ذکر نیزه

کسانی که رسالت
های پروردگارشان را می رسانند و از خدا وند ترس و خشیت دارند و از هیچ کس غیر از
خدانمی ترسندو خدای یکتا برای حسابگری و پاداش آنها کفایت می کند.


آیه 39/سوره احزاب


[ پنج شنبه 19/10/87 ] [ 5:0 صبح ] [ دست به قلم ]


یا لطیف


عشق را سجده میکنم!


و حسین.....حسین....حسین.....حسین....حسین.....حسین.... حسین....حسین....حسین....حسین....حسین.....


حسین.....حسین....حسین.....حسین....حسین.....حسین.... حسین....حسین....حسین....حسین....حسین.....


حسین.....حسین....حسین.....حسین....حسین.....حسین.... حسین....حسین....حسین....حسین....حسین.....


حسین.....حسین....حسین.....حسین....حسین.....حسین.... حسین....حسین....حسین....حسین....حسین.....


حسین.....حسین....حسین.....حسین....حسین.....حسین.... حسین....حسین....حسین....حسین....حسین.....


حسین.....حسین....حسین.....حسین....حسین.....حسین.... حسین....حسین....حسین....حسین....حسین.....


حسین.....حسین....حسین.....حسین....حسین.....حسین.... حسین....حسین....حسین....حسین....حسین.....


حسین.....حسین....حسین.....حسین....حسین.....حسین.... حسین....حسین....حسین....حسین....حسین.....


حسین.....حسین....حسین.....حسین....حسین.....حسین.... حسین....حسین....حسین....حسین....حسین.....


حسین.....حسین....حسین.....حسین....حسین.....حسین.... حسین....حسین....حسین....حسین....حسین.....


حسین.....حسین....حسین.....حسین....حسین.....حسین.... حسین....حسین....حسین....حسین....حسین.....


حسین.....حسین....حسین.....حسین....حسین.....حسین.... حسین....حسین....حسین....حسین....حسین.....


و حسین(ع) آخر عشق است...........


 


السلام علیک یا.....


 چند گروهان برای محاصره محل رفته بودند، اما هنوزدست عراقیها بود. از فرماندهی اعلام کردن ساعت 10:30عملیات گردان ما شروع میشد.(گردان حضرت موسی بن جعفر ع)بچه ها منتظر شروع عملیات بودند. ساعت نزدیک یازدهه.هیچ خبری نشد؟-نه!فعلا خبری نیست.-نمی شه خودمون عملیات را شروع کنیم؟


-طبق دستورباید عمل کرد. سر  خود که نمیشه عملیات رو انجام داد.نفر بعدی:چطوری چند نفری بریمو تا قبل از    شناسایی کنیم.اشکالی نداره.بررید ولی زود برگردید.   چهار نفری رفتن به جلوو من با نگاه بدرقه شان می کردم. هنوزخیلی دور نشده بودندکه خمپاره ای بینشا به زمین نشست؛سه تا ازبچه ها زخمی شده بودن حتی برانکاردبرای بر گر داندنشان نبود. با چفیه آوردیمشان عقب!


حسین علی قمی هم بینشان بود. تمام بدنش سوراخ و زخمی شده بود. سرشو روی زانویمو امداد گررا صدا زدم


پیرا هنشو باز کردم,هیچ جای سالمی در بدنش نبود. مدام خون از زخمهایش بیرو می آمد. امداد گر که به سختی زخمها را می بست؛آهسته در گوشم گفت:حاجی امکانات امداد تمام شد,اما زخمهای حسین تمام نمی شه چه کنم؟!!!حسین که شرمندگی امداد گر را دید و گویا متوجه حرفهایش شده بود؛ با صدایبی رمق گفت :خودتان را برای من  به زخمت نیندازید،شهادتم خیلی نزدیکه,صدایش حسابی میلرزید؛امیدی به زنده ماندنش نبود.لبهایش آهسته می لرزید؛میخواست با کلمات ناقص و بریده اش حرف بزند.حاجی اگر می دونی قبر آ قا کداوم طرفه؛مرا بلند کن تا سلامی بدهم دستانم را دور شانه هایش حلقه کردم و بدن خونی اش رااز کمر به بالا آوردم و سرش را به سمت حرم سید الشهدا(ع)برگرداندم؛لبخند ملیحی روی لبش نقش بستخش خشن نفهای درد الود حسین با اشک شوق پیوند خورذع بود.


به سختی دستان بی حرکتش رابه سینه پر ترکشش رسانید<<السلام علیک یا ابا عبد الله>>این را که گفت: دلش آرام گرفت؛سرش روی دستانم افتاده و با خیالی اسوده تر از همیشه خوابید


ذکر نیزه.


و برای او حزب بزرگی یفدا ساختیم؟


ایه 107 صافات


از زبان دوست


هر کس که عاشورا ،روز مصایب واندون گریه اش باشد خداوند روز قیامت برا بر اوروز شادی و سرور قرار می دهد


[ چهارشنبه 18/10/87 ] [ 3:46 صبح ] [ دست به قلم ]

شب نهم: حضرت ابالفضل العباس (ع)


 یا لطیف


در طلب دستهای گم گشته سیراب...


امشب به چشمانت بگو اشکهایت،مسیر نگاهت را بشویدبه سمت نگاه حسین... امشب بر دلم اوای سرد بودن و ندیدن است که می نالد،هم ناله بادل کربلا...بلا...بلا.. بر نیزه می بینمش؛درآغوش اسمان...ولی از چه باید گفت !؟ از چه باید نوشت... در این میدان، چه چیز تشنگی را سیراب می کند...دستانی به بزرگی غیرت عباس(ع)؟ یا مشکی در عطش دستان غیرتمند او؟! واو می رودبا دستانی تشنه رسیدن به آب و امام می نگرد رفتن اور ار...و این انتظارچیست؟!


و او مشک را به دوش می کشد که چه چیز را سیراب کند ؟!بودن خویش را در در حسینش یا سیراب کردن تشنگی ابهای او را.. و چه چیز تسلی این همه درد است جزءنگاهی به ارامش اقیانوس چشمان خیس حسین...


جاذبه عشق بر دلش چه می کند؟.... که را را به سمت حسین (ع)می پیماید... جاذبه عشق بر دلش چه می کند؟....که را ره به سمت حسین (ع) می پیماید....و زمین که تشنه جاذبه دستان تو ست که برای حسین ات به وصال خاک رسیدو چشمانت که نگاه را به سوی اسمان چشمان حسین در خود ربود...


<<و این یا اخی حسین مرحمی بود بر تمامی زخمهای احساسش>>


 


یک نسیم ابالفضلی


در عملیات 20 شهریور،در جزیره مجنون حدود هفت ساعت با شرایطی سخت در آب شنا کردیم.


قبل از آنکه قدم به خشکی نهیم؛شهرام نوروزی – جمعی لشکر انصار الحسین(ع)-زیر لب زمزمه کرد:<<یا اباالفضل، یک نسیم>>هنوز چند لحظه از دعای شهرام نگذشته بود که لطف حضرت اباالفضل(ع)در قالب یک نسیم خنک؛ جسمو جانمان را صفا بخشید. این نسیم خنک تا حد زیادی با عث خنک شدن بچه ها و کاهش بخشی از گرما و سختی عملیات شد. به علاوه اینکه با عث تکان خوردن نی های اطراف مسیر شد که با ایجاد سرو صدا؛ر احت تر مسیر را طی کنیم او این دعا را برای ما کرد و برای خودش چیز دیگری خواست. ما این موضو ع را وقتی فهمیدیم که نسیم شهادت روح بلندش را تا آسمان بالا برد.


ذکر نیزه


 از خویشتن می گذرند و ایثار می کنند حتی اگر خود بیش از دیگران به ان نیاز داشته باشند


آیه9/سوره حشر


از زبان دوست


امام علی (ع):خدا وند بای ما،شیعان و پیروانی برگزیده است که ما را یاری می کنند،با خوشحالی مال خوشحالی ما خوشحال می شوند و در اندوه و غم ما محزون می گردنند


[ سه شنبه 17/10/87 ] [ 1:59 صبح ] [ دست به قلم ]
   1   2   3   4      >
درباره وبلاگ

دست به قلم[265]
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رودصحنه همواره به جاست ای خوش آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
لینک دوستان
<تکبیر
.: شهر عشق :.
یادداشتهای روزانه رضا سروری
شلمچه
تیشه های اشک
جـــیرفـــت زیـبا
برادران شهید هاشمی
فصل ا نتظار
حسام سرا
تنها بازمانده
تنها بازمانده
نسیم وحی
اسوه ها
دکتر علی حاجی ستوده
حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد
بندیر
یگان محمدگل
تفحص شهدای(شرهانی)
عشق الهی
چفیه
ستاره کو شو لو
تخیّلات خزان‌زده یک برگ بید
قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی
دهاتی
رمز موفقیت
سجا ده ای پر از یاس
به نام وجود باوجودی
یادداشتها و برداشتها
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
بوی سیب BOUYE SIB
عاشق آسمونی
وبلاگ گروهی جبهه جهادگران مجازی
قصه بچه بسیجی
جهاد همچنان باقی است
همسفر عشق
علمدار دین
شکوفه نرگس
فقط من برای تو

صل الله علی الباکین علی الحسین
هیئت حضرت علی اکبر(ع)
سفرهای عاشقانه
.:؛ حقوق و حقوقدانان ؛:.
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
.:: رایحه ::.
ستاره دریایی
سیاست
حب الحسین اجننی
آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
آقاشیر
بوستان نماز
قافله شهداء
خط سرخ شهادت
پاک دیده
اداره منابع طبیعی وآبخیزداری شهرستان مانه وسملقان
عطاری عطار
وبلاگ تخصصی فیزیک
پر پرواز
فاطیما
توشه آخرت
پاییزی
آبدارچی
خط بارون
گروه منتظران مهدی
پیمان دانلود
.:: گاواره ::.
منطقه آزاد
----=>گوناگون<=----
تنهاترین سردار
عشق طلاست
سخنان حکیمانه یک پسر دیوانه!
صمیمی با خواهرم
خانه اطلاعات
امید
سردار عاشق
کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد !
پشت خطی..
در قلمرو سکوت
آقای آملی لاریجانی عدالت و عادل کجاست؟
از تبار آسمان
قاضی مالخر
خاطرات باور نکردنی یک حاج اقا
حزب اللهی مدرنیته
دیـــــــار عـــــــاشـقـــــان
فصل آگاهی
امام مهدی (عج)
نامه ی زرتشت
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
وجنات تجری من تحتها الانهار
مسعود رضا نژاد
درد دل با خدا
گفتگوی دوستانه
صحرا
شیعه مذهب برتر
جمهوریت
پله...پله...تا خدا!
مسیح 313
بانک کتب و مقالات مدیریت پروژه
بی سرزمین تر از باد
رند
تعقل و تفکر
راز و نیاز با خدا
سرای اندیشه
خلوت تنهایی
داغ عشق
احسن
ساقی
دلتنگی.تنهایی.مهربونی
شهادت
عموم
زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
لــــیلی
گاه به گاه
وبلاگ ایران اسلام
تابه کجا اینچنین
عرفان خوش نظر
داستان و راه های توحید جویان بزرگ
منتظر حواب
..:: نـو ر و ز::..
پیامبر اعظم
پیامبر اعظم(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم)
جاده خدا
تک ستاره
هیئت مجازی علی جان
حرفای خودمونی من
بهارستان
بهجان / behjan
شیرازی ها ((مجمع شیرازی های مقیم اینترنت ))
کریمه اهل بیت
باسیدعلی‏تافتح‏قدس‏ومکه
بازی بزرگان
بازی بزرگان
ثقلین
رادیوی نسل برتر
کسی که مثل هیچکس نیست
ازدواج موقت وچالش ها
شمیم وصال
شمیم وصال
معبر
عصر انتظار
تقاطع
چهاردیواری
پنجره
عدل الهی Divine Justice
شبکه علمی حکمت (شهرک مسعودیه)
سلما
عرفان نسل سومی
ا نجمن ستاره های ایرونی
ستاره کوشو لو
بابای دوست داشتنی
آهستان
کربلای 6
باز مانده تنها
بازمانده تنها
شیعیان اهل سنت واقعی
اسرار موفقیت
محمد کوچولو
یه فلش کار بسیجی
بی یار
حسن مجتبی
نقد مفید
مروارید سرخ
یادداشت های دیده بان
نجف زاده(یاداشت های یک حبرنگار)
دلنوشته های دختر شهید
فصل آگاهی
خاکریز
حسن مجتبی
بهترین ها
طهور اکبر
طریق عشق
شهید ولایت
راهیان نور
درد دل با امام زمان
شهید سید محمد شریفی
جامی از فرهنگ
هزار و یک شب
وحیدپ
اسراییل باید از بین برود
در دل نهفته ها
عقیدتی ، سیاسی پایگاه بسیج حضرت صاحب الزمان علیه السلام
تا شکوفه ی عشق
اینک از حال به آینده پلی باید زد.......
کانون مهدویت دانشجویان ایران
نکته هایی از کتاب مقدس
رسم دوستی
عطش
عاشقان علی
سبلان سنگ شکن
ساقی بده بشارت....
غربت شلمچه
فرا خوان مظلومیت غزه فصل انتظار
میوه‌ی ممنوعه
نشانه
تالار اهل البیت
یا رب الحسین
کلام وحی
پایگاه فرهنگی مذهبی بنیان
موضوعات وب
آرشیو مطالب
در سوگ آفتاب(امام سجادع)
ارشیو آبان ماه 85
آرشیو آذر ماه 85 [9]
آرشیو دی ماه 85 [9]
آرشیو بهمن ماه 85 [16]
آرشیو اسفند ماه85 [10]
آرشیو فروردین ماه86 [7]
ارشیو اردیبهشت ماه86 [6]
آرشیو خردادماه86 [11]
آرشیو تیر ماه86 [5]
آرشیو مرداد ماه86 [7]
آرشیو شهریور ماه86 [8]
آرشیو مهر ماه86 [2]
آرشیو آبان ماه 86 [4]
ارشیوآذر ماه86 [4]
آرشیودی ماه 86 [5]
آرشیو بهمن ماه 86 [3]
آرشیو اسفند ماه 86 [5]
آرشیو فروردین ماه 87 [6]
آرشیو اردیبهشت ماه 87 [8]
آرشیو خردادماه 87
آرشیو تیر ماه87 [5]
آرشیو مرداد ماه 87 [5]
آرشیو شهریور ماه 87 [2]
آرشیو مهر ماه 87 [2]
آرشیو آبان ماه87 [4]
آرشیو آذر ماه 87 [3]
آرشیو دی ماه سال 87 [11]
آرشیو بهمن ماه 87 [2]
آرشیو اسفند ماه 1387 [2]
آرشیو فروردین ماه 88 [2]
آرشیو اردیبهشت ماه 88 [3]
آرشیو خرداد ماه 88
آرشیو تیر ماه 88 [2]
آرشیو مرداد ماه 88 [2]
آرشیو شهریور ماه 88
آرشیو مهرد ماه 88
آرشیو آبان ماه 88 [2]
آرشیو آذر ماه 88 [11]
آرشیو دی ماه 88
آرشیو بهمن ماه 88 [4]
آرشیو اسفند ماه 88 [2]
آرشیو فروردین ماه 86
آرشیو اردیبهشت 89
آرشیوخرداد ماه 89 [2]
آرشیو شهریور ماه 89 [2]
آرشیو مهر ماه 89 [3]
آرشیو آبان ماه89 [2]
آرشیوآذر ماه 89 [5]
آرشیو دی ماه 89 [4]
آرشیو بهمن ماه89 [3]
آرشیو اسفندماه89 [6]
آرشیو فروردین ماه 90 [3]
آرشیو اردیبهشت ماه 90
آرشیو خرداد ماه 90 [5]
آرشیو تیر ماه90
آرشیو مرداد ماه 90
آرشیو شهریور ماه90 [2]
آرشیو مهر ماه 90 [2]
آرشیو آبان ماه 90 [3]
آرشیو آذر ماه90 [3]
آرشیو دی ماه 90 [5]
آرشیو بهمن ماه 90 [4]
آرشیو اسفند ماه 90 [2]
آرشیو فروردین ماه 91 [3]
امکانات وب
بازدید امروز: 64
بازدید دیروز: 69
کل بازدیدها: 124902