سفارش تبلیغ
صبا
همواره بیندیشید که آن مایه زندگانی دل بینا و کلید درهای حکمت است . [امام حسن علیه السلام]
مشخصات مدیروبلاگ
 
دست به قلم[282]
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رودصحنه همواره به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
در سوگ آفتاب(امام سجادع)[1] ارشیو آبان ماه 85[1] آرشیو آذر ماه 85[9] آرشیو دی ماه 85[9] آرشیو بهمن ماه 85[16] آرشیو اسفند ماه85[10] آرشیو فروردین ماه86[7] ارشیو اردیبهشت ماه86[6] آرشیو خردادماه86[11] آرشیو تیر ماه86[5] آرشیو مرداد ماه86[7] آرشیو شهریور ماه86[8] آرشیو مهر ماه86[2] آرشیو آبان ماه 86[4] ارشیوآذر ماه86[4] آرشیودی ماه 86[5] آرشیو بهمن ماه 86[3] آرشیو اسفند ماه 86[5] آرشیو فروردین ماه 87[6] آرشیو اردیبهشت ماه 87[8] آرشیو خردادماه 87[1] آرشیو تیر ماه87[5] آرشیو مرداد ماه 87[5] آرشیو شهریور ماه 87[2] آرشیو مهر ماه 87[2] آرشیو آبان ماه87[4] آرشیو آذر ماه 87[3] آرشیو دی ماه سال 87[11] آرشیو بهمن ماه 87[2] آرشیو اسفند ماه 1387[2] آرشیو فروردین ماه 88[2] آرشیو اردیبهشت ماه 88[3] آرشیو خرداد ماه 88[1] آرشیو تیر ماه 88[2] آرشیو مرداد ماه 88[2] آرشیو شهریور ماه 88[1] آرشیو مهرد ماه 88[1] آرشیو آبان ماه 88[2] آرشیو آذر ماه 88[11] آرشیو دی ماه 88[1] آرشیو بهمن ماه 88[4] آرشیو اسفند ماه 88[2] آرشیو فروردین ماه 86[1] آرشیو اردیبهشت 89[1] آرشیوخرداد ماه 89[2] آرشیو شهریور ماه 89[2] آرشیو مهر ماه 89[3] آرشیو آبان ماه89[2] آرشیوآذر ماه 89[5] آرشیو دی ماه 89[4] آرشیو بهمن ماه89[3] آرشیو اسفندماه89[6] آرشیو فروردین ماه 90[3] آرشیو اردیبهشت ماه 90[1] آرشیو خرداد ماه 90[5] آرشیو تیر ماه90[1] آرشیو مرداد ماه 90[1] آرشیو شهریور ماه90[2] آرشیو مهر ماه 90[2] آرشیو آبان ماه 90[3] آرشیو آذر ماه90[3] آرشیو دی ماه 90[5] آرشیو بهمن ماه 90[4] آرشیو اسفند ماه 90[2] آرشیو فروردین ماه 91[3] آرشیو اردیبهشت ماه 91[6] آرشیو خرداد ماه 91[2] آرشیو تیر ماه 91[3] آرشیو شهریورماه 91[1] آرشیو مهر ماه 91[1] آرشیو آبان ماه 91[3] آرشیو آذرماه 91[1] آرشیو دی ماه 91[1] آرشیو بهمن ماه 91[1] آرشیو اسفندماه 91[1] آرشیو اردیبهشت ماه 92[1] آرشیو خرداد ماه 92[1] آرشیو مردادماه 92[3] آرشیو شهریور ماه 92[3] آرشیو مهر ماه 92[4] آرشیو آبان ماه 92[5] آرشیو آذر ماه 92[4] آرشیو اسفند ماه 92[1]
لوگوی دوستان
 

پیوند دوستان
 
یادداشتها و برداشتها یا د د اشت ها ی شخصی خو د م . کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد ! فصل ا نتظار وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد تفحص شهدای(شرهانی) سجا ده ای پر از یاس جـــیرفـــت زیـبا شکوفه نرگس عاشق آسمونی ----=>گوناگون<=---- گفتگوی دوستانه شلمچه سردار عاشق .: شهر عشق :. رویای شبانه پر پرواز بوی سیب BOUYE SIB قصه بچه بسیجی ایران اسلامی رمز موفقیت تیشه های اشک منطقه آزاد بندیر .:: رایحه ::. بوستان نماز از تبار آسمان رند سیاست وبلاگ تخصصی فیزیک پاک دیده welcome to my profile به‌دونه S&N 0511 توشه آخرت آقاشیر به نام وجود باوجودی حسام سرا عشق الهی پیمان دانلود غدیریه تکبیر فصل آگاهی جهاد همچنان باقی است محمد کوچولو فاطیما اسوه ها چفیه یگان محمدگل وجنات تجری من تحتها الانهار هرچه می خواهد دل تنگت بگو به دادم برس ستاره کو شو لو منتظران مهدی(عج) یار کارگر علمدار دین خط بارون یاور 313 لــــیلی وبلاگ گروهی جبهه جهادگران مجازی قافله شهداء ستاره دریایی سفرهای عاشقانه آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام هیئت حضرت علی اکبر(ع) حب الحسین اجننی احساس ابری ثانیه ها... پیامبر اعظم پیامبر اعظم(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم) عدل الهی Divine Justice فقط من برای تو یادداشتهای روزانه رضا سروری عطاری عطار جمهوریت گروه منتظران مهدی .:: گاواره ::. تخیّلات خزان‌زده یک برگ بید صمیمی با خواهرم بسوی ظهور در قلمرو سکوت امید تعقل و تفکر رسم دوستی شیعه مذهب برتر همسفر عشق پاییزی دهاتی دکتر علی حاجی ستوده قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی آبدارچی پشت خطی.. تنها بازمانده تنها بازمانده نسیم وحی خط سرخ شهادت تنهاترین سردار عشق طلاست سخنان حکیمانه یک پسر دیوانه! خانه اطلاعات آقای آملی لاریجانی عدالت و عادل کجاست؟ قاضی مالخر خاطرات باور نکردنی یک حاج اقا حزب اللهی مدرنیته دیـــــــار عـــــــاشـقـــــان امام مهدی (عج) نامه ی زرتشت اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار مسعود رضا نژاد درد دل با خدا صحرا پله...پله...تا خدا! مسیح 313 بانک کتب و مقالات مدیریت پروژه بی سرزمین تر از باد راز و نیاز با خدا سرای اندیشه خلوت تنهایی داغ عشق احسن ساقی دلتنگی.تنهایی.مهربونی شهادت عموم زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست گاه به گاه وبلاگ ایران اسلام تابه کجا اینچنین عرفان خوش نظر داستان و راه های توحید جویان بزرگ منتظر حواب ..:: نـو ر و ز::.. جاده خدا تک ستاره هیئت مجازی علی جان حرفای خودمونی من بهارستان بهجان / behjan شیرازی ها ((مجمع شیرازی های مقیم اینترنت )) کریمه اهل بیت باسیدعلی‏تافتح‏قدس‏ومکه بازی بزرگان بازی بزرگان ثقلین رادیوی نسل برتر کسی که مثل هیچکس نیست ازدواج موقت وچالش ها شمیم وصال شمیم وصال معبر عصر انتظار تقاطع چهاردیواری پنجره شبکه علمی حکمت (شهرک مسعودیه) سلما عرفان نسل سومی ا نجمن ستاره های ایرونی ستاره کوشو لو بابای دوست داشتنی آهستان کربلای 6 باز مانده تنها بازمانده تنها شیعیان اهل سنت واقعی اسرار موفقیت یه فلش کار بسیجی بی یار حسن مجتبی نقد مفید مروارید سرخ یادداشت های دیده بان نجف زاده(یاداشت های یک حبرنگار) دلنوشته های دختر شهید فصل آگاهی خاکریز حسن مجتبی بهترین ها طهور اکبر طریق عشق شهید ولایت راهیان نور درد دل با امام زمان شهید سید محمد شریفی جامی از فرهنگ هزار و یک شب وحیدپ اسراییل باید از بین برود در دل نهفته ها عقیدتی ، سیاسی پایگاه بسیج حضرت صاحب الزمان علیه السلام تا شکوفه ی عشق اینک از حال به آینده پلی باید زد....... کانون مهدویت دانشجویان ایران نکته هایی از کتاب مقدس عطش عاشقان علی سبلان سنگ شکن ساقی بده بشارت....

درباره وقایعی که پس از رحلت رسول اکرم (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) در مدینه رخ داد، اختلاف‎‎های زمانی جزئی وجود دارد. یعنی دقیقا معلوم نیست که چه زمانی فدک غصب شد، چه زمانی برای بیعت گرفتن از علی (علیه‎السلام) به خانه فاطمه یورش بردند و چه زمانی حضرت به شهادت رسید. با این‎حال، برخی مورخان مطالبی را استخراج کرده‎اند که در این‎باره مبین است. اگر ماه صفر سال دهم هجری را ?? روزه فرض کنیم، روی خط زمانی پیش‎رو، می‎توان وقایع را بررسی کرد؛ یعنی از رحلت پیامبر (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) تا شهادت عزیزترین یادگارش.

?? صفر – وفات پیامبر
بیماری رسول اکرم (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎سلم) سخت بالا گرفته بود. دیگر توان راه رفتن نداشت، با این‎حال به زحمت خود را به مسجد رساند، تا آخرین توصیه‎‎ها را به مردم گوشزد کند. نماز جماعت که تمام شد، به زحمت روی منبر رفت و دوباره حدیث ثقلین را برای امتش خواند، و برای آن‎که هیچ شبهه‎ای باقی نماند، تک تک آن‎ها را معرفی کرد. به زحمت از پله‎‎های منبر پایین آمد و خود را به حجره شخصی رساند. دختر جوان پیامبر، آخرین همراه پدر بود. آن‎چنان از بیماری حضرت آشفته بود که رسول خدا مژده‎اش داد: «طولی نمی‎کشد که تو نیز به من ملحق می‎شوی.» و فاطمه (سلام‎الله‎علیها) لبخند زد، شاید برای آخرین‎بار.
مدتی بعد، خبر رحلت پیامبر اسلام (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎سلم) در مدینه پیچید. امیرالمؤمنین (علیه‎السلام) که تا آخرین لحظه‎‎های حیات مبارک پیامبر، مشغول خدمت‎گزاری بود، اسباب غسل و کفن را آماده ‎کرد، اما کمی آن‎طرف‎تر، برخی از صحابه سپاه اسامه را ترک کرده و در «سقیفه» مشغول انتخاب خلیفه بعد از پیامبر بودند.

?? صفر – یک روز پس از وفات
آخرین روز ماه صفر بود و مسلمانان باید با پیامبر خود وداع می‎کردند. پیکر رسول خدا در مسجد قرار گرفته بود تا مردم بر آن نماز بخوانند، اما اهل سقیفه آن روز را روز «بیعت عمومی» با خلیفه اول نامیده بودند. امیرالمؤمنین (علیه‎السلام) برای آن‎هایی که مشغول بیعت گرفتن بودند، پیغام ‎فرستاد: «کار شما دیر نمی‎شود، قبل از آن باید بر پیکر پیامبر نماز بخوانیم و ایشان را دفن کنیم.» اما پاسخی نگرفت. کم‎کم هوا تاریک شد، اما پیکر پیامبر هنوز روی زمین مانده بود.

اول ربیع – دو روز پس از وفات
پیکر رسول خدا به خاک سپرده شد، در حالی‎که عده‎ای در نهایت بر آن نماز نخواندند. علی (علیه‎السلام) خوب می‎دانست که نقشه اهل سقیفه چیست. برای همین خود را از ماجرای خلافت کنار کشید و به جمع‎آوری بزرگ‎ترین میراث پیامبر، قرآن کریم مشغول شد تا از هر تحریفی در امان بماند. بیشتر مردم با خلیفه اول بیعت کرده بودند، به همین دلیل گروهی از مأموران خلیفه به خانه امام علی (علیه‎السلام) مراجعه کردند: «برای بیعت با خلیفه بیرون بیایید.»اما پاسخی نگرفتند. مدتی بعد، دوباره آمدند و این‎بار تهدید کردند: «اگر علی برای بیعت کردن بیرون نیاید، خانه و اهلش را به آتش می‎کشیم.» امیرالمؤمنین علی (علیه‎السلام) خارج شد و رو به مأموران گفت: «قسم خورده‎ام از خانه خارج نشوم، مگر آن‎که کتاب خدا را جمع‎آوری کرده باشم.» مأموران برگشتند.

دوم ربیع – سه روز پس از وفات
گروهی از اصحاب و تعدادی از مهاجرین که خوب می‎دانستند علی (علیه‎السلام) جانشین رسول خداست، وارد خانه حضرت زهرا (سلام‎الله‎علیها) شدند و به نشانه اعتراض، تحصن کردند.
تلاش‎‎های خلیفه و یارانش هم برای خارج کردن این افراد بی‎نتیجه ماند.

سوم ربیع – چهارمین روز پس از وفات
ابوبکر برای نخستین‎بار به‎عنوان خلیفه، امام جمعه شده بود. بیشتر مردم در نماز او حاضر شدند، مگر تعداد محدودی؛ خانواده علی (علیه‎السلام) و آن‎هایی که در خانه‎اش تحصن کرده بودند. مأموران خلیفه، دوباره به بیت فاطمه زهرا (سلام‎الله‎علیها) مراجعه کردند. وقتی با در بسته مواجه شدند، فریاد ‎زدند:«باز کنید، و گرنه خانه و اهلش را به آتش می‎کشیم.» هیزم هم آورده بودند. برخی از اصحاب امیرالمؤمنین با دیدن این گستاخی، خشمگین شدند و با شمشیر برهنه بیرون آمدند. سربازان خلیفه، در همین فرصت به داخل خانه ریختند و بیشتر تحصن‎کننده‎‎ها را دستگیر و برای بیعت گرفتن به مسجد بردند. فقط علی (علیه‎السلام) مانده بود. فاطمه زهرا (سلام‎الله‎علیها) تهدید کرد که اگر بی‎حرمتی را ادامه دهند، همه‎شان را نفرین خواهد کرد. قید بیعت گرفتن از علی را زدند و برگشتند. همان شب، فاطمه زهرا (سلام‎الله‎علیها) و امیرالمؤمنین (علیه‎السلام)، همراه با فرزندان به خانه انصار و مهاجرین رفتند تا اتمام حجت کنند، اما همه آن‎ها دست بیعت با خلیفه داده بودند.

چهارم ربیع – پنجمین روز پس از وفات
چند روزی از دفن پیامبر گذشته بود. فاطمه داغدار که نگران وضع امت پدرش بود، خبردار شد که خلیفه اول، اموال پیامبر (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) را که سهم‎الارث او بود، مصادره کرده است. حضرت، سراغ ابوبکر رفت تا حق خود را بگیرد، اما ابوبکر پاسخ داد: «از پدرت شنیدم که می‎گفت: ما پیامبران ارث نمی‎گذاریم.» حضرت زهرا این حدیث را جعلی خواند و دست خالی باز گشت. آن شب نیز، برای دومین‎بار فاطمه، همسر و فرزندانش برای اتمام حجت با امت پیامبر، خانه‎‎های آن‎ها را دق‎الباب کردند، تلاشی که بازهم بی‎نتیجه ماند.

ششم ربیع – هفتمین روز پس از وفات
کار جمع‎آوری قرآن ششم ربیع به پایان رسید. حضرت علی (علیه‎السلام) وارد مسجد شد و دید خلیفه و یارانش در خانه خدا نشسته‎اند. فریاد زد: «‎ای مردم! کار جمع‎آوری قرآن به پایان رسید. شأن نزول‎ها، ناسخ و منسوخ و تأویل‎‎ها در این کتاب مشخص شده، تا روز قیامت کسی نگوید من کتاب خدا را برای‎تان نیاوردم.» سکوت مسجد را پر کرده بود. حضرت ادامه داد: «حالا قرآن که یکی از ثقلین است، در دست من قرار دارد. من که ثقل دیگر هستم.» یکی از صحابه با گستاخی گفت: «نزد ما قرآن وجود دارد. ما را به شما احتیاجی نیست.» و امام خطبه‎ای آتشین را در مسجد ایراد کرد: «‎ای مردم! مگر نشنیدید که روز غدیر پیامبر چه فرمود؟ من کنت مولاه فهذا علی مولاه. مگر آن روز آیه نازل نشد که دین شما کامل گشت؟ ‎ای مردم…»

نهم ربیع – ده روز پس از وفات
تلاش‎‎های حضرت فاطمه (سلام‎الله‎علیها) برای پس گرفتن اموال غصب شده‎اش ادامه داشت، اما هربار که به خلیفه مراجعه می‎کرد، با همان توجیه قبل روبه‎رو می‎شد. دستگاه خلافت که از قدرت بیشتری نیز برخوردار شده بود، تصمیم گرفت باغ فدک را نیز به فهرست اموال مصادره شده اضافه کند. باغی که هدیه رسول خدا (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) به دخترش بود. خبر به حضرت زهرا (سلام‎الله‎علیها) رسید. ایشان چادر به سر کرد و روانه مسجد ‎شد. در مسجد النبی، خلیفه حضور داشت و مشغول سخنرانی بود. حضرت فاطمه (سلام‎الله‎علیها) در پس پرده، بسم‎الله الرحمن الرحیم گفت و خطبه‎ای تاریخی ایراد کرد که بعد‎ها به «خطبه فدکیه» شهرت یافت. حضرت، ابتدا ثنای خدا را گفت و سپس از علاقه خود و پدر حرف زد. سپس از این‎که پرچم نفاق برافراشته شده و حق همسرش تضییع شده گلایه کرد. در پایان هم از حق خود سخن گفت و این‎که مالک فدک و میراث دیگر پدرش است. شکوه دستگاه خلافت، با همین خطبه آتشین سوخت. خلیفه خشمگین شد و روی منبر رفت و با اهانت، پاسخ حضرت را داد. دختر پیامبر که پاسخ منطقی نشنیده بود، به خانه بازگشت. با این‎حال، ?? نفر از انصار و مهاجرین که از شنیدن این خطبه متأثر شده بودند، تصمیم گرفتند با غصب خلافت مبارزه کنند.

?? ربیع – ?? روز پس از وفات
مقداد، سلمان، ابوذر و عمار در رأس این گروه ?? نفری مخالف قرار داشتند. ?? روز پس از وفات پیامبر، خالد بن سعید بن عاص، هنگام سخنرانی خلیفه در مسجدالنبی از جا برخاست و خلافت را حق مسلم علی (علیه‎السلام) عنوان کرد. عمر بن خطاب پاسخ داد، اما خالد بن سعید سوابق همه آن‎ها را یادآوری کرد. دیگر کسی حرفی برای گفتن نداشت. جو سنگینی مسجد را پر کرده بود، خلیفه با عصبانیت گفت: «رهایم کنید» و از پله‎‎های منبر پایین رفت.

?? ربیع – ?? روز پس از وفات
خلیفه سه روز از خانه بیرون نیامد. برخی، شایعه کردند که ابوبکر قصد دارد خلافت را به صاحب اصلی آن بازگرداند. اما پس از سه روز خلیفه اول از خانه بیرون آمد، در حالی‎که با هم‎فکرانش سه هدف اصلی را مشخص کرده بود؛ تثبیت قاطعانه خلافت، تأکید بر مصادره فدک و بیعت گرفتن از علی (علیه‎السلام).

??ربیع – ?? روز پس از وفات
یک روز پس از پایان خانه‎نشینی خلیفه، چند تصمیم مهم گرفته ‎شد؛ اول، اخراج کارگزاران حضرت فاطمه (سلام‎الله‎علیها) از باغ فدک؛ دوم تهدید شدید ?? هوادار علی (علیه‎السلام) و در نهایت، بیرون آوردن علی (علیه‎السلام) از خانه برای بیعت با خلیفه. دو تصمیم نخست همان روز اول اجرا شد. عاملان خلیفه، مشغول برنامه‎ریزی برای بیعت گرفتن از صاحب اصلی خلافت بودند.

?? ربیع – ?? روز پس از وفات
دستگاه خلافت، به حساب خود پرونده باغ فدک را بست، اما تلاش‎‎های دختر پیامبر برای بازپس‎گیری هدیه پدرش ادامه داشت. به همین دلیل، زمانی‎که ابوبکر روی منبر در حال سخنرانی بود، حضرت زهرا وارد مسجد ‎شد. خلیفه حدس می‎زد که همسر علی برنامه‎‎هایی داشته باشد. با نگرانی سخنرانی‎اش را ادامه داد، اما ناگهان فاطمه زهرا (سلام‎الله‎علیها) گفت: «همه شما شاهد هستید که پدرم فدک را به من هبه کرد.» مردم تأیید کردند که فدک ارث نیست. خلیفه در فشار افکار عمومی چاره‎ای جز تسلیم ندید. همان لحظه سندی را تنظیم کرد و به حضرت زهرا (سلام‎الله‎علیها) داد. دختر رسول خدا، در حال بازگشت از مسجد بود که ناگهان فرزند خطاب را مقابل خود دید. خبر تحویل دادن فدک به عمر رسیده بود و بلافاصله خودش را در مسیر به صدیقه طاهره (سلام‎الله‎علیها) رساند. سند فدک را به زور از حضرت گرفت و…

چهار هفته پس از وفات
وقتی خلیفه دوم سند فدک را از حضرت پس گرفت، پرونده باغ فدک را بست. فقط مانده بود آخرین هدف؛ بیعت گرفتن از علی (علیه‎السلام). قنفذ مأمور شد تا امیر مؤمنان علی (علیه‎السلام) را از خانه بیرون بکشد. عمر بن خطاب هم در رأس گروهی ??? نفره به‎سوی خانه فاطمه (سلام‎الله‎علیها) حرکت کرد. هیزم هم ‎بردند تا اگر لازم شد خانه را به آتش بکشند. فرزند خطاب فریاد زد که اگر علی برای بیعت بیرون نیاید، خانه و اهلش به آتش کشیده می‎شود. نعره‎‎ها بی‎فایده بود، علی (علیه‎السلام) حاضر به بیعت نبود. پس دستور داد در خانه را آتش بزنند. یادگار رسول خدا پشت در آمد تا آن‎ها را به خود آورد، اما خلیفه دوم با لگد در آتشین را باز کرد و دختر رسول خدا بین در و دیوار ‎ماند. مأموران خلیفه، ریسمان به گردن جانشین پیامبر انداختند و به زور او را به‎سوی مسجد بردند. در راه فاطمه (سلام‎الله‎علیها) مانع شد، اما با قلاف شمشیر مورد ضرب و جرح قرار گرفت. علی (علیه‎السلام) را به مسجد ‎بردند و به زور دستانش را به نشان بیعت مقابل خلیفه دراز کردند. ناگهان فاطمه (سلام‎الله‎علیها) مجروح از راه رسید و تهدید کرد که اگر جانشین رسول خدا را ر‎ها نکنند، همه آن‎ها را نفرین می‎کند. عملیات آن‎ها به حساب خودشان تمام شده بود، پس علی (علیه‎السلام) را ر‎ها کردند تا همسر غرق در خونش را به خانه برساند.

چند روز بعد
مدتی پس از این وقایع، خلیفه اول و دوم تصمیم گرفتند از صدیقه طاهره (سلام‎الله‎علیها) دلجویی کنند. امیرالمؤمنین علی (علیه‎السلام) ابتدا مخالفت کرد، اما در نهایت اجازه داد تا آن‎ها با حضرت زهرا (سلام‎الله‎علیها) ملاقات کنند. مرحوم مجلسی در بحارالانوار، این ماجرا را این‎گونه روایت کرده است که وقتی آن‎ها به عیادت دختر رسول خدا رفتند، حضرت به آن‌ها فرمود: … شما مرا آزردید و بدانید که من ناخشنودم از شما. و دیگر با آن‎ها سخن نگفت.

شهادت
درباره مدت زمان بیماری حضرت فاطمه (سلام‎الله‎علیها) تا زمان شهادت، اختلاف‎نظرهای بسیاری وجود دارد. کمترین مدت را ?? شب و بیشترین زمان را هشت ماه نوشته‎اند. با این‎حال، دو روایت قوی‎تر وجود دارد؛ اولی، زمان شهادت را ?? روز بعد از رحلت پیامبر می‎داند و روایت دیگر که قوی‎تر است، ?? روز. سیدجعفر شهیدی در کتاب زندگانی فاطمه زهرا (سلام‎الله‎علیها)، به نقل از امالی شیخ طوسی می‎نویسد: «حضرت در آخرین روز حیات، غسل کرد و لباس‎‎های نو بر تن کرد. از اسماء خادمه خواست تا در وسط غرفه بستر او را پهن کند. به اسماء گفت بدان که من همین لحظه از دنیا خواهم رفت.» علمای شیعه معتقدند که حضرت شبانه غسل و دفن شد.

منبع: پنجره


  
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ قرآن را تفسیر کردند... آیه آیه... شرح کردند... شرحه شرحه... ورق ورق... اربا اربا...


+ سرشکستن امام سجاد ع) امام سجّاد س?م الله عل?ه سر خود را به ?اد مص?بت پدرش شکست امام سجاد س?م الله عل?ه به مناسبت? که مصائب امام حس?ن س?م الله عل?ه را شن?دند ) کس? برای ا?شان مصائب? را ?اد آوری کرد » قام عل? طوله و نطح الجدار بوجهه فکسر انفه و شج ّ رأسه و سال دمه عل? صدره و خر ّ مغشّ?ا عل?ه من شدة الحزن و البکاء « تمام قد حضرت ا?ستاد و صورت خود را به د?وار منزل کوب?د پس ب?ن? آنحضرت و سر ا?شان شکست


+ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
+ امام کاظم(سلام الله علیه): مردى از قم مردم را به حق فرا مى‏خواند و بر گرد او مردمانى فراهم مى‏آیند که چونان پاره‏هاى آهن استوارند، طوفان‏ها آنها را به لرزه نمى‏اندازد و از جنگ خسته نمى‏شوند و بزدلى نشان نمى‏دهند، به خدا توکّل دارند و فرجام از آنِ پرهیزگاران است. میزان الحکمة ج 2 ص
+ بیانیه زنجیره فجرآفرینان ؛ جبهه وبلاگی غدیر


+ 5هزارتا صلوات برای سلامتی مادرم تا کی تموم بشه خدا میدونه


+ انسان یا انسانیت یا انسان بودن/به حقیقت آدمی باش


+ هرگز کاری جز برای رضای خدا نکن_ سیدشهیدان اهل قلم مرتضی آوینی.. کجایی ای راوی فتح


+ توی پیام رسان مشغول باشید


+ توی این گرما.......به به